نه کسی منتظر است
نه کسی چشم به راه
نه خیال گذر از کوچه ی ما دارد ماه
بین عاشق شدن و مرگ مگر فرقی هست؟
وقتی از عشق نصیبی نبری غیر از آه ...
برچسب:
نویسنده: بنیامین حسینیان
برای نبودن که . . .
همیشه لازم نیستــــــــــ راه دوری رفته باشی
میتوانی همین جا
پشت تمـــــــــام ِ بغضهایت ،
گم شده باشی
این روزها خوبم ، کار میکنم ، شعر میخوانم قصه می نویسم
و گـــــــــــاهی دلم که برایتــــــــــــ . . . تنگ میشود
تمام خیابانها را ،
با یادتـــــــــــ . . . پیاده میروم .
برچسب: خوبم,
نویسنده: بنیامین حسینیان
می دانم که تو
مهربانی !
هر روز باغچه را آب می دهی
وَ من
با یک شاخه گل سرخ
و عطر رازقی ها
به انتظار دست های تو
نشسته ام...
شنبه ها انگار
خستگی یک عمر جمعه با من است
انگار جمعه را
صدسال
زندگی کرده ام
اما دل خوشم
به هفته ای که قرار است
تمامش را
با یاد تو زندگی کنم ...
برچسب: شنبه,
نویسنده: بنیامین حسینیان
برچسب:
نویسنده: بنیامین حسینیان
شب های سرد را هیچ ژاکتی نمی فهمد
دستان یخ کرده ام اما چرا
گونه های خیس را
هیچ دستمال کاغذی نمی فهمد
بالش خیسم اما چرا
گوشی تلفن چه می فهمد
برای چه بوسیده میشود
کفش هایم چه می فهمد
چرا یک کوچه ی خاص را هر روز قدم می زنم
و مادرم نمی داند
چرا هر روزی که می گذرد
سال ها شکسته تر میشوم
و تو هم حتما نمی دانستی
جرم قتل عمد را
وقتی که می گفتم
بی تو می میرم
برچسب: میرم,
نویسنده: بنیامین حسینیان
دلتنگی
همان واژه ی آشنایی است
که هر وقت
خیابانی هست
و بارانی
و یک چیز شبیه " تمام عابران یک شهر"
لبخندی میزنیم زیر چتر،
و یک آه
که ای کاش
یکی از این " تمام عابران یک شهر
خودش باشد..
برچسب: دلتنگی,
نویسنده: بنیامین حسینیان
هر شب تنهایی حس عجیبیست...
به یادت زیستن بی آنکه یادی ازتو باشد...!
با تو زندگی کردن بی آنکه ردی از تو باشد...!
نبودنت عجیب است...
انقدر عجیب که نمیدانم دیروز تمام پارک را با تو قدم زده ام یا بی تو...!
دوری...
اما نزدیک به خیال خام من...